كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
309
ده سفرنامه ( فارسى )
تجار و بازرگانان بوشهر يا ابوشهر در قسمت علياى خليجفارس مىباشد كارخانجات شال و تفنگ فتيلهاى و نمد كرمان در قاره آسيا شهرت بسزايى دارند و بطورى كه گفته مىشود يك سوم جمعيت كرمان از زن و مرد در اين كارخانجات به كار اشتغال دارند نمد كرمان به نام باستانى آن به نمد كارمانا شهرت دارد من اين نمدها را از نزديك ديدهام داراى بافتى بسيار ظريف و عالى مىباشند كه بهيچوجه قابل رقابت با نمدهاى كشمير نيستند ولى از لحاظ كرك و نرمى به پايه آنها نمىرسند . در اثر يك فكر اشتباه هنگام چيدن پشم آن را بهطور كوتاه و ناقص از بدن گوسفندان جدا مىنمايند و از طرفى چيدن پشم گوسفندان در قلمرو ايران به شيوههاى مختلفى انجام مىگيرد با اينكه به دستور فتحعلى شاه ظاهرا تربيت احشام در ايران رونق يافته است ليكن بهطور كامل پشم كيفيت خود را از دست داده است اما چيزى كه هنوز بلاجواب مانده اين است كه در هيچ جاى ديگر نمدى به ظرافت و خوبى كرمان به بازار عرضه نمىشود و در ضمن يك حقيقت انكارناپذير وجود دارد كه مىتوان حدس زد كه ويژهگىهاى آب و هواى كرمان درست نظير استان كشمير مىباشد . من تمام كارخانجات بافندگى كرمان را از نزديك بازرسى كردم ولى هيچگونه پيشرفت قابل ذكرى در آنها ديده نشده در يكى از اين كارخانجات نمونهاى از يك پارچه ابريشمى خريدم كه قشنگتر از هر نوع پارچه كتانى بود كه تاكنون خريدارى كردهام . و همچنين چند شالى كه ابتياع نمودم به مراتب زيباتر و گرانتر از شالهاى نفيسى بود كه تجار هندى به بازار عرضه مىكردند . پشم را پس از چيدن بلافاصله با دقت تميز و شستشو مىدهند و سپس آن را با انواع برگ در آب گرم مىجوشانند و براى رشتن توسط زنها مهيا مىنمايند و سرانجام براى ارسال به